سفارش تبلیغ
سئو روز
سئو روز

یادی از گوشی‌های قدیمی در ایران

حس نوستالژیکی که این روزها با به خاطر آوردن آن‌ها به ما دست میدهد شاید یکی از قشنگترین حس‌ها باشد. این گوشی‌ها در زمان خودشان آنقدر زیاد شده بودند که شاید از بدست گرفتن آن‌ها خجالت میکشیدید اما این روزها به داشتن آن‌ها افتخار میکنید.

ما نیز سعی کردیم تا گزارشی از این گوشی‌های بسیار نوستالژیک تهیه کنیم و مروری داشته باشیم بر تعدادی از آن‌ها که برای ما و شما یادآور خاطرات تلخ و شیرین هستند:

 نوکیا 1100:

خاطرات من,موبایل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

  نوکیا 1100 به عنوان یکی از مهمترین گوشی‌های بازار ایران به شمار می‌آید. این گوشی به گفته خیلی‌ها هیچوقت از یادها نمیرود. بیش از 90 درصد از افرادی که این گوشی را خریداری کردند از آن راضی هستند و به طور خاصی روی آن تعصب دارند. یکی از ویژگی‌های فراموش نشدنی این گوشی چراغ قوه آن بود که در زمان‌های حساس واقعا به کمک صاحبانش میشتافت. این گوشی در طی زمان‌های مختلف به نام‌هایی مانند:

گوشکوب، یازده دو سوراخ، یازده چراغ قوه معروف بود.

یکی دیگر از ویزگی‌های این گوشی که بیشتر زبان زد شد سفت و محکم بودن آن بود. همیشه وقتی با صاحبان این گوشی‌ها صحبت کنید خاطراتی مبنی بر سقوط از ارتفاع یا رد شدن ماشین از روی آن میشنوید.

 نوکیا 6600:

خاطرات من,موبایل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

این گوشی جزء اولین گوشی‌هایی است که دارای سیستم بلوتوث بود. البته در آن زمان این فناوری زیاد کابرد نداشت زیرا گوشی‌های دیگر تنها قابلیت‌های ابتدایی داشتند. نوکیا 6600 به عنوان یکی از گوشی‌هایی شناخته میشود که توانست انقلابی را در عرصه موبایل ایجاد کند.

این گوشی توانایی پخش بعضی از فرمت‌های تصویری را داشت و به خاطر طراحی زیبا و جذابی که دارا بود توانست خیلی زود جای خود را در بین جوانان ایرانی باز کند. البته در آن زمان گوشی‌هایی مانند 7610 نیز در بازار وجود داشت،اما در کنار فروش زیاد این گوشی شاید خیلی به چشم نمی‌آمد. البته دوربینVGA و همچنین 6 مگابایت حافظه داخلی نیز از دیگر امکانات این گوشی بود.

نوکیا 6600 به خاطر شکل خاصی که داشت بیشتر به نام‌هایی مانند: کتلت یا آجر شناخته می‌شد.

از دیگر گوشی‌های نوکیا که در دوره‌های متفاوت توانستند اسم و رسم خوبی برای خود دست و پا کنند میتوان به N70 یا N73 که در زمان خود بسیار همه گیر شده بودند اشاره کرد. نوکیا همچنان به ارائه گوشی‌های ساده ادامه میدهد اما در تولید گوشی‌های لمسی نیز بیکار نیست و گوشی‌هایی مانند:N8 یا 5800 تولید می‌کند.

یکی دیگر از شرکت‌هایی که آن روزها در بین مردم طرفداران بسیاری داشت و توانسته بود نظر افراد زیادی را به سمت

خود جلب کند سونی اریکسون بود. این شرکت نیز بعد از نوکیا بازار فروش خوبی در کشور ما داشت. این فروش خوب به این معنا است که حتما گوشی‌های خاطره انگیز نیز تولید کرده است.

 سونی اریکسون P910:

 

خاطرات من,موبایل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

این گوشی با صفحه 3 اینچی و لمسی خود توانست توجه افراد زیادی را به خود جلب کند. شاید این اولین گوشی لمسی ای نبود که وارد کشور ما شد اما باید به جرات بگوییم که جزء اولین گوشی‌های این سبک بود که به قدرت و محبوبیت رسید. از مزایای آن میتوان به یک دوربین VGA و بلوتوث و درگاه مخصوص اتصال به کامپیوتر نام برد. همچنین به غیر از صفحه نمایش لمسی این گوشی دارای یک صفحه کیبورد QWERTY نیز بود. از اجداد این گوشی که در ایران هم وجود داشتند میتوان به P810 و P900 اشاره کرد که آن‌ها نیز بازار نسبتا خوبی داشتند.

چندی پیش که در بازار موبایل قدم میزدم که متوجه یکی از این گوشی‌ها بابرچسب “فروشی نیست” شدم و وقتی علت را از صاحب مغازه پرسیدیم او در جواب گفت: ” این گوشی تنها برای تزئین و زیبایی ویترین اونجاست و خیلی دوستش دارم”. این جمله شاید سندی برای محبوبیت زیاد این گوشی باشد.

 سونی اریکسون K750:

خاطرات من,موبایل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

شاید معروف ترین گوشی در ایران همین K750 باشد. تقریبا 99 درصد از مردم با این گوشی به خوبی آشنا هستند و کمتر کسی است که آن را ندیده و یا نشناسد. بعد از شنیدن کلمه همه گیر یا در اصطلاح عامیانه “خز” شاید اولین چیزی که به ذهن شما میرسد همین گوشی باشد.

K750 گوشی ای ساده و با امکانات نه چندان زیادی مانند دوربین 2 مگاپیکسلی و البته وزن کم و متناسب بود. اما همین امکانات نسبتا کم توانست سر وصدای زیادی را به پا کند به طوری که در بعضی مقاطع این گوشی نایاب نیز شد. البته همانطور که میدانید گوشی‌هایی که طرفداران زیادی دارند حتما اسم‌های خاص نیز دارند. از مهمترین اسم‌های این گوشی میتوان به آجر اشاره کرد.

البته پس از این گوشی مدل‌های جدیدتری از آن نیز وارد بازار شدن مانند:K800 که آن نیز به دسته گوشی‌های همه گیر پیوست اما نتوانست خاطرات K750 را دوباره زنده کند.

اما در بین گوشی‌های سونی اریکسون شاید انصاف نباشد که از سری W نام نبریم.

 W700:
خاطرات من,موبایل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

در بین گوشی‌های این سری شاید مهمترین و محبوب ترین گوشی W700 بود. سری W در سونی اریکسون با هدف افزایش قدرت صوتی و تصویری به بازار آمد. البته نباید از این مسئله غافل شویم که این سری از گوشی‌های این شرکت بسیار خوب و کارآمد بودند.

W700 به علت سبک ساده و قدرت زیادی که داشت توانست خیلی سریع در بین مردم جایی برای خود پیدا کند به طوری که گاهی دیده میشد که تمام اعضای یک خانواده از این گوشی استفاده میکنند.

نکته جالب اینکه در حین گشت و گذار در یکی از بازارهای موبایل شرق تهران بافردی روبرو شدیم که یک W700 در دست داشت. از او در مورد تلفن اش سوالی پرسیدیم و جواب جالبی نیز دریافت کردیم. او در پاسخ به اینکه آیا از گوشی خود راضی هست یا نه گفت: “این گوشی 4 ساله داره کار میکنه، دوربینش خرابه،صفحش شکسته، بعضی از دکمه‌هاش کار نمیکنه اما هنوز بسیار عالیه و قصد عوض کردش را ندارم”.

در اینجا

باید به این اشاره کنیم که به جز این دوشرکت در زمان‌های گذشته گوشی‌ها و شرکت‌هایی بوده اند که در دوره ای از زمان همه گیر شده اند. از بین این شرکت‌ها میتوان به SONY یا ALCATEL اشاره کرد. همچنین گوشی‌هایی مانند Z5 نیز خاطرات زیادی برای شما یادآوری میکند. همچنین گوشی‌هایی مانند نوکیا8110 نیز هستند که خاطراتی را برای اولین افرادی که تلفن همراه داشتند یادآوری میکند.

برای اینکه با نظر مردم و مغاره داران نیز بیشتر آشنا بشویم سری به یکی از بازارهای موبایل زدیم. در ابتدا پس از صحبت با مغازه داران از آنها خواستیم تا نظراتشون در مورد گوشی‌ها بگویند.

یکی از نکات مشترکی که در بین همه افراد وجود داشت تمجید آن‌ها از گوشی1100 بود. همه این گوشی را به عنوان یکی از قدرتمندترین و بهترین گوشی‌های  ساخته شده در جهان می‌دانستند. تقریبا 90 درصد از افرادی که از آن‌ها سوالاتی پرسیدیم خاطراتی با این گوشی داشتند.

در مورد دیگر گوشی‌ها نیز جملات جالبی را عده ای به زبان آوردند. وقتی ازیک نفر در مورد گوشی 3310 سوال کردیم او در جواب گفت: “منفجر میشد اما کارمیکرد”.

یا هنگامی‌که از یک دانش آموز در مورد همین گوشی پرسیدیم او گفت:“این گوشیا به سن من قد نمی‌ده”.

جملاتی که در مورد K750 و 6600 شنیدیم بیشتر در این حوزه که : “دست همه بود”.

این روزها مردم بیشتر به گوشی‌های ظریف، با کاربری بالا، هوشمند و قالبا صفحه لمسی روی آورده اند. گوشی‌هایی که شاید با یک زمین خوردن از بین بروند.



[ شنبه 90/12/20 ] [ 1:31 عصر ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

عروسی رنگارنگ

عروسی رنگارنگ


 لطفا تا باز شدن کامل عکسها شکیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب کنید

" دو روح با یک فکر واحد
دو قلب که برای یکدیگر می تپد . . . "

 

 
 







 
 
 







 

 
 







 
 
 












م:ایران ویج



[ شنبه 90/12/20 ] [ 1:31 عصر ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

بازی‌های خاطره انگیز دوران کودکی + عکس

بالا‌بلندی، توپ چرخی، تیله بازی، خاله بزغاله، خروس جنگی، زو، شاه‌ و وزیر، شمع- گل- پروانه، عمو زنجیر باف، قایم باشک، قلعه، کلاغ پر، گل یا پوچ، لی لی، هفت‌سنگ، وسطی و ده‌ها بازی دیگر که هر یک نامی آشنا برای نسل‌هایی از ایرانیان هستند. اما بعضی از این بازی‌های کودکانه دیگر فراموش شده‌اند و به تاریخ پیوسته‌اند.
روزنه آنلاین: بالا‌بلندی، توپ چرخی، تیله بازی، خاله بزغاله، خروس جنگی، زو، شاه‌ و وزیر، شمع- گل- پروانه، عمو زنجیر باف، قایم باشک، قلعه، کلاغ پر، گل یا پوچ، لی لی، هفت‌سنگ، وسطی و ده‌ها بازی دیگر که هر یک نامی آشنا برای نسل‌هایی از ایرانیان هستند. اما بعضی از این بازی‌های کودکانه دیگر فراموش شده‌اند و به تاریخ پیوسته‌اند.


 
امروزه در کلان‌شهرهای ایران و با صنعتی‌شدن زندگی، جای خالی بازی‌های خلاقانه و مبتکرانه کوکان دیده می‌شود. حال دیگر کودکان از سنین پایین به بازی‌های رایانه‌ای روی می‌آورند و کمتر به بازی‌های دستی و فیزیکی علاقه نشان می‌دهند. بازی‌های گروهی کودکان به فراموشی سپرده شده و درحال منسوخ‌شدن است.

کودکان در بازی‌های دسته‌جمعی با محیط بیرون ارتباط برقرار می‌کنند، حمایت از افراد ضعیف را می‌آموزند، قدرت ابراز وجود پیدا می‌کنند و از ترس و خجالت رها می‌شوند. آنها با رعایت اصول و مقرارت و مفهوم سلسله مراتب آشنا می‌شوند. بازی، رقابت و تجربه شکست را به کودکان می‌آموزد.

بازی‌های کودکانه موجب ابراز احساسات، عواطف، ترس‌ها و تردیدها، مهر و محبت، خشم و کینه و نگرانی‌ها می شود. انسان به همه این احساس‌ها برای زندگی اجتماعی نیاز‌مند است.

کودکان در بازی به توانمندی‌های فکری و بدنی خود آگاهی پیدا می‌کنند، نیرو و انرژی آنها به بهترین شکل مصرف می‌شود. علاوه بر این بازی باعث رشد هماهنگ دستگاه‌ها و اعضای مختلف بدن می‌شود.

بازی‌های گروهی کودکان در یادگیری زبان، ساختارهای اجتماعی، رشد قوه تخیل و تفکر و همچنین آشنایی با مفاهیم فضا، شکل و ساخت نقش به سزایی دارند.

به دلیل زندگی محدود در آپارتمان‌ها، جلوگیری از مزاحمت برای همسایگان، عدم امنیت در خیابان‌ها و کوچه‌ها به هنگام بازی، کودکان شهرنشین از انجام بازی های طبیعی محروم هستند. یکی از نتایج بزرگ شدن شهرهای ایران، محدودیت‌های غیر طبیعی برای کودکان است. وقت کودکان، بخصوص دختران اکنون بیشتر در چاردیواری می‌گذرد: « چاردیواری خانه، اطاق، ماشین، مدرسه».

شرایط فرهنگی ایران امکان کمتری برای بازی در خارج از خانه برای دختران ایجاد می‌کند. بنابراین شرایط فیزیکی داخل خانه، فضاهای کوچک‌تر و فضاهای بسته، دختران را به سمت بازی‌های تخیلی و نمادین هدایت می‌کند.

اسباب‌بازی‌های سنتی نیز حال دیگر جای خود را به اسباب‌بازی‌های ارزان‌قیمت چینی داده‌اند.

اکنون کودکان پس از "عبور از مرحله بازی با اسباب‌بازی" به بازی‌های رایانه‌ای روی می‌آورند. هنوز تاثیرات مثبت و منفی بازی‌های رایانه‌ای بر روی کودکان دقیقا مشخص نیست و این روند "نو" موضوع تحقیقاتی طولانی‌مدت برای جامعه‌شناسان و روان‌شناسان خواهد بود.
























[ شنبه 90/12/20 ] [ 1:31 عصر ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

عکسهای انیمیشن شگفت انگیز و دیدنی (2)

تا لود شدن کامل عکس ها منتظر بمانید...

 

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون



SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجونSaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون


[ شنبه 90/12/20 ] [ 1:31 عصر ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

چگونه با توقعات غیر منطقی در ازدواج مقابله کنید

چگونه با توقعات غیر منطقی در ازدواج مقابله کنید


یاد بیگیرید چطور زندگی زناشویی نامطلوب خود را دوست بدارید
یک روز صبح پاییزی مریم در آشپزخانه مشغول نوشیدن چای بود. درخت داخل حیاط طلایی شده بود و خورشید می‌تابید. او باید آماده می‌شد تا سر کار خود در دفتر مجله حاضر شود. با نارضایتی به این فکر می‌کرد، "چرا حالا که ازدواج کرده‌ام هم باز باید سر کار بروم؟ چرا شوهرم نباید از من محافظت کند؟ دوست دارم در خانه بمانم."

به یاد می‌آورد، "این فکر شوکه‌ام کرد. بعد از فکرم خنده‌ام گرفت. من عاشق کارم بودم و هیچوقت به این فکر نمی‌کردم که از آن بیرون بیایم. تازه به درآمد آن هم نیاز داشتیم. متوجه شدم که آن قسمت از من به دنبال یک ازدواج خیلی سنتی بود. آنجا شوهرم را بخاطر یک انتظار ناگفته و درواقع احمقانه متهم کردم که از دوران کودکی با من بوده است."

انتظارات و توقعات زندگی زناشویی که نیمه پنهان بوده و به زبان نمی‌آیند، زن و شوهرها را در مرحله ادراک به آزمایش می‌کشد. این "قوانین" که در دوران کودکی و سالهای نوجوانی با نگاه کردن به والدینمان و جذب مفاهیم مربوط به نقش زن و شوهر در جامعه؛ از وابستگی‌ها و اعتقادات مذهبی ما؛ از برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و کتاب‌ها شکل می‌گیرند. عشق‌ها و دوستی‌های قبلی هم می‌توانند شکل‌دهنده انتظارات ما باشند. و در سطحی عمیق‌تر، معمولاً باور داریم که همسرمان زخم و جراحت‌های روحی درونی ما را التیام خواهد بخشید.

این تخیلات بعد از ازدواج بیرون می‌آیند (که برای آنهایی که سالها قبل از ازدواج دوست بوده و رابطه داشته‌اند واقعاً تعحب‌برانگیز است). اما متخصصین عقیده دارند که تخیلات مربوط به کارهایی که همسرتان باید و نباید انجام دهد، خطرناک هستند. اگر همسرتان را با یک استاندارد غیرممکن مقایسه ‌کنید، اگر نتواند ذهن شما را خوانده و آسیب‌های کودکی شما را التیام بخشیده و به طرز جادویی زندگی رویایی برای شما بسازد، ناامید و دلسرد خواهید شد.

وقتی زوجی هنوز دلباخته هم هستند، نیاز به چیز زیادی ندارند چون هنوز از آن عشق و دلباختگی اولیه لذت می‌برند. توقعتان خیلی کم است، احساسی عالی دارید و زمان زیادی را برای خوشنود کردن همدیگر صرف می‌کنید. اما هرچه رابطه عمیق‌تر می‌شود، توقعات و انتظارات تغییر می‌کنند. و زمانیکه آن نیازها برآورده نشوند، دیگر کاری از دست همسرتان برای خوشنود کردن شما برنخواهد آمد و همه چیز آزاردهنده به نظر خواهد رسید. هر خستگی و دلزدگی ثابت می‌‌کند که رابطه‌تان درست نبوده و برای هم ساخته نشده‌اید. دعواها و مشاجره‌ها شروع می‌شوند و این مشاجرات بر سر موضوعات اصلی که اذیتتان می‌کند نیست.

دلیل آن معمولاً این است که خودتان هم نمی‌فهمید که موضوعات و مشکلات اصلی چه هستند—یا از به زبان آوردن آنها واهمه دارید. اولین قدمتان؟ باید انتظارات و توقعات خودتان درمورد ازدواج را آشکار کنید—مجموعه‌ای از اعتقادات شوکه‌کننده، گاهی مسخره و خنده‌دار و معمولاً آسیب‌پذیر. از اینکه آماده کردن صبحانه صبح با کدامتان باشد گرفته تا زمانی که می‌خواهید بچه‌دار شوید، از اینکه در چه چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید تا اینکه چند وقت یکبار رابطه‌جنسی داشته باشید، از اینکه همسرتان درمورد مدل موی جدیدتان چه باید بگوید تا اینکه صبحها چطور به هم صبح‌بخیر بگویید.

در هر مرحله از زندگی زناشویی ممکن است انتظارات جدیدی به وجود آید، مثل اینکه کی خانه بخرید، کی به اتفاق هم در باغچه گلکاری کنید، کی بچه‌دار شوید، چطور با یک بیماری حاد کنار بیایید، در زمان سختی‌های اقتصادی چه برخوردی داشته باشید و یا حتی رفتارتان در زمان میانسالی. اگر الان مهارت لازم برای کشف انتظاراتتان را به دست آورید، به شما کمک می‌کند کشف کنید در هر مرحله از زندگی واقعاً چه در ذهنتان می‌گذرد.

اشتباه متوجه منظورمان نشوید. همه توقعات و انتظارات غیرواقعبینانه نیستند. نیازی هم نیست که انتظاراتتان را نادیده بگیرید. وقتی کنترل توقعاتتان را به دست گرفتید—و همسرتان هم همین کار را کرد—می توانید لیست انتظاراتتان را با هم مقایسه کنید. برای شناختن بهتر همدیگر، درمورد هر کدام با هم صحبت کنید.
تصمیم بگیرید که کدامیک از انتظارات همدیگر را می‌توانید برآورده کنید. خیلی مهم است که برای خوشنودی همسرتان تلاش کنید، حتی اگر دیدگاه خودتان درمورد یک ازدواج موفق آنگونه نباشد. و از سایر انتظارات بعنوان یک نقطه شروع برای کشف و رشد فردی استفاده کنید: شاید از همسرتان انتظار داشته‌اید که یک هیجان جدید وارد زندگیتان کند اما توقعاتتان برآورده نشده است. خودتان فعالیت‌هایی که دوست دارید را دنبال کنید: صخره‌نوردی؟ اسکیت؟ یا شاید هم طراحی جواهر؟



نکاتی مثبت


انتظارات خود—و همسرتان-- را بپذیرید.
این امیدها و آرزوها—و حتی بایدها—نشانه نیازهای عمیق شماست. ازدواج شما قادر به برآورده کردن همه آنها نیست اما نادیده گرفتن آنها هم باعث می‌شود هر دوی شما احساس ناامیدی، تنهایی و خشم کنید.

چیزهایی از همسرتان بخواهید که واقعبینانه باشند.
احتمالاً همسرتان نمی‌تواند هر روز صبح صبحانه را آماده کرده و در تختتان بیاورد، روزی سه بار از ظاهر شما تعریف و تمجید کند یا هیچوقت دعوایی شروع نکند. اما می‌تواند زمان بیشتری برای درست کردن غذا و گذراندن وقت با شما صرف کند. توافق درمورد برخی توقعات واقعبینانه احساس موفقیت و رضایت را در هر دوی شما ایجاد خواهد کرد.

ببینید چه کاری از دست خودتان برمی‌آید.
مریم داستان ما نمی‌توانست از شغل خود استعفا دهد و بی‌خیال در خانه بماند، در صندلی زیر درخت زیبای حیاط لم بدهد و کتاب بخواند اما متوجه شد که می‌تواند کاری با استرس کمتر پیدا کند که اجازه دهد بتواند از زندگی زناشویی خود لذت بیشتری ببرد. یک سال بعد، کار خود را عوض کرد و زمان بیشتری برای زندگی زناشویی خود و خانواده داشت.

برای چیزی که نمی‌توانید داشته باشید افسوس نخورید.
یکی از سخت‌ترین کارها در ازدواج قبول کردن این است که بعضی از موارد لیست بایدهایتان هیچوقت توسط همسرتان اجرا نخواهد شد—بخاطر اینکه او کامل نیست و دلیلی هم ندارد که شاهزاده قصه‌ شما باشد. وقتی چیزی را واقعاً می‌خواهید که می‌دانید قرار نیست به دست بیاورید، می‌توانید ناراحت یا عصبانی شوید و یا کاری را بکنیدکه همه زن و شوهرها بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان می‌کنند: افسوس چیزهایی را بخورید که به خاطر تعهد ازدواج نتوانستید به دست آورید. قبول کردن ازدواج و همسرتان باوجود ناکاملی آنها، تمرینی درازمدت است که برای یک رابطه سالم و خوشبخت ضروری است.

از ناامیدی بعنوان نشانه‌ای از انتظارات ناخودآگاه استفاده کنید.
وقتی در زندگی زناشویی خود و از دست همسرتان ناامید و دلسرد شدید، کمی مکث کرده و به آن توقعتان فکر کنید. این کار باعث می‌شود درمورد انتظاراتتان هوشیاری و آگاهی به دست آورید که اعمال و رفتارهایتان را هدایت می‌کند. آیا توقعتان منطقی بوده است؟ آیا بهتر نیست خودتان آن را برآورده کنید؟

همسرتان را با همسر دیگران مقایسه نکنید—یا ازدواجتان را با دیگر ازدواج‌ها.
روی عشق، خنده‌ها، غصه‌ها و کشمکش‌های دنیای خودتان تمرکز کنید. هیچ همسری ایدآل نیست و هیچ ازدواج ایدآلی هم وجود ندارد. با این وسوسه که به خودتان بگویید "اگر فقط همسرم شبیه به شوهر دوستم بود" یا "اگر ازدواج ما مثل ازدواج آنها بود" مقابله کنید. هر ازدواجی خاص است و پستی‌بلندی‌های خاص خود را دارد.

مراقب توقعاتی که از خودتان دارید باشید.
30 سال پیش نیست و شما هم پدر و مادرتان نیستید. بااینکه بسیاری از زوج‌های تازه ازدواج‌کرده ناخودآگاه از خود انتظار دارند که زندگیشان به اندازه زندگی والدینشان خوب و کامل باشد. درمورد کلیشه‌های فرهنگی جامعه از همسر ایدآل نیر همینطور است.



[ شنبه 90/12/20 ] [ 1:31 عصر ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

امدادگر کوچک

 

جبهه که آمد ، گفتند بچه است ، بهتره امدادگر بشه

هر کس می افتاد ، داد می زد : امدادگر ... امدادگر

اگر هم خودش نمی توانست ، دیگرانی که اطرافش بودند ، داد می زدند:

امدادگر... امدادگر...

 

... خمپاره منفجر شد

اینبار همین بچه ی امدادگر افتاد

رزمنده ها نمی دانستند چه کسی رو صدا بزنن

ولی خودش گفت:

یا زهرا... یا زهرا...



[ دوشنبه 90/12/15 ] [ 8:27 صبح ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

بزرگ مرد کوچک

 

فرمانده جلوی پسر رو گرفته بود

نمی گذاشت سوار قایق بشه

پسر هم گریه می کرد

یه نفر به فرمانده گفت: گناه داره ، بذار بیاد

فرمانده گفت: بچه است ، اگه بترسه ، داد و فریاد کنه ، همه چی لو میره

 

... پسر گریه اش قطع شد

نارنجکی از جیبش در آورد و ضامنش رو کشید

گفت: به خدا اگه من رو نبرید،  این نارنجک رو میندازم که شما هم نتونید برید

فرمانده دستپاچه شد

گفت: باشه! باشه! نارنجک رو سفت بگیر ، ضامنش رو جا بزن ، سوار شو

بعدش زیر لب گفت: این دیگه کیه!

 

... فرمانده تعریف می کرد:

درست وسط میدان مین رگبار بستند رویم

توی آن جهنم نه میشد رفت ، نه میشد دراز کشید

چند نفر شهید هم افتاده بودند توی میدان مین

یک دفعه کسی پایم را گرفت ، بلند کرد و روی سینه اش گذاشت

مجروح بود

گفت: برو برادر! برو

شناختمش

همون نوجوانی بود که به خاطر سن و سال کمش نمی ذاشتم بیاد جلو...

 

                                                      منبع: مجموعه خاکریز 8 ، سیزده ساله ها



[ دوشنبه 90/12/15 ] [ 8:27 صبح ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

وضوی عشق

 

آخر شب بود

دیدم نشسته لب حوض و داره وضو می گیره

بهش گفتم: پسرم! تو که همیشه نمازت رو اول وقت می خوندی

چی شده که ... ؟!

محمد رضا لبخندی زد و بعد از اینکه مسح پاشو کشید ، گفت:

الهی قربونت برم مادر!

نمازم رو سر وقت تو مسجد خوندم

دارم تجدید وضو می کنم تا با وضو بخوابم

شنیدم هر کس قبل از خواب وضو بگیره و با وضو بخوابه ، ملائکه تا صبح براش عبادت می نویسن

 

 

                                             راوی: مادر نوجوان شهید محمد رضا میدان دار

                                             منبع: کتاب همکلاسی آسمانی ، صفحه 47

 

سلمان فارسی می فرماید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که : هر کس شب ها با وضو بخوابد ، مثل این است که تمام شب را عبادت خدا کرده است.

 

یه وضو که کمتر از 30 ثانیه طول می کشه ، این همه ثواب داره ، پس از امشب تصمیم بگیریم با وضو بخوابیم ، بسم الله...



[ دوشنبه 90/12/15 ] [ 8:27 صبح ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

به احترام برادر

 

پیکرش رو با دو شهید دیگه تحویل بنیاد شهید دادند

شهدا رو گذاشتند توی سردخانه

نگهبان سردخانه تعریف می کرد:

یکی از شهدا آمد به خوابم و گفت: جنازه ی من رو فعلا به خانواده ام تحویل ندید

از خواب بیدار شدم

هر چه فکر کردم که کدام یک از این شهدا بود ، نفهمیدم

گفتم ولش کن ، خواب بود دیگه

 

... فردا قرار بود جنازه ها رو تحویل خانواده ها بدیم

اما شب باز خواب اون شهید رو دیدم

باز هم تاکید کرد که جنازه اش رو فعلاً تحویل ندیم

اینبار فوراً اسمش رو پرسیدم

گفت: امیر ناصر سلیمانی

از خواب پریدم

رفتم سراغ پیکر پاک شهدا

دیدم روی پیکر یکی شان نوشته : شهید امیر ناصر سلیمانی

 

... بعد ها متوجه شدم توی اون تاریخ که می خواستیم جنازه ش رو تحویل بدیم ، خانواده اش در تدارک مراسم ازدواج پسرشون بودند

شهید نخواسته با اومدنش مراسم برادرش به هم بخوره!

 

 

                                                 منبع: کتاب فرمانده ، فرمان قهقهه / صفحه 36



[ دوشنبه 90/12/15 ] [ 8:27 صبح ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

خدا یا خرما

 

از فرماندهی لشکر ، حکم فرماندهی تیپ رو براش آورده بودند

سریع با فرمانده ی لشکر تماس گرفت و گفت:

« من باید فکر کنم ، همینطوری که نمیشه »

 

... فردا دوباره حکم رو آوردند

اینبار حاجی پذیرفت

بهش گفتم: چرا همون دیروز این مسئولیت رو نپذیرفتین؟

حاجی : دیروز توی اون حالت نمی تونستم فکر کنم و تصمیم بگیرم ، راستش رفتم و با خودم فکر کردم امروز که من رو به فرماندهی تیپ منصوب کرده اند ، اگه چند روز دیگه بخوان این مسئولیت رو از من بگیرن و بگویند که از این پس باید به عنوان یه رزمنده ی ساده در جبهه خدمت کنی ، من چه عکس العملی نشون میدم؟

اگه ناراحت و غمگین بشم ، پس معلوم میشه من این مسئولیت رو برای رضای خدا قبول نکرده ام

اما اگه برام فرقی نداشت ، پس مشخص میشه که این مسئولیت را برای رضای خدا و دور از هوای نفس قبول کردم و فرقی نداره که در کجا خدمت کنم

لذا فکر که کردم

به این نتیجه رسیدم که اگه فرماندهی تیپ رو هم از من بگیرن باز برام فرقی نمی کنه

به همین خاطر قبول کردم

 

                                                    منبع: کتاب پا به پای باران ، صفحه 58

 

دوستان عزیز!

جمعه همین هفته روز انتخاباته. انتخاباتی که برای آینده ی کشورمون خیلی مهمه. پس ما باید در نوع انتخابمون خیلی دقت داشته باشیم. بگردیم و کسانی رو به عنوان نامزد منتخب خودمون پیدا کنیم که مثل شهید حاج حسین بصیر به خاطر خدمت برن مجلس. کسانی که بعد از مسئولیت خودشون رو گم نکنن.

نگو ئید چنین کسانی نیستند ، که هستند.

یه عده هم میگن ما رأی میدیم ، اما چون کسی رو نمی شناسیم ، سفید می اندازیم. این درست نیست ، شما نباید رأی خودت رو دست کم بگیری ، هم رأی دادن یک تکلیفه و هم انتخاب یک کاندید خوب و اصلح. پس وظیفه ی ما اینه که برای تشخیص یه کاندید خوب تمام تلاشمون رو بکنیم ، اونوقت اگه نتونستیم تشخیص بدیم ، میشه سفید انداخت ، که بعیده نشه تشخیص داد.

عده ی محدودی هم میگن ما رأی نمیدیم. من قصد نصیحت ندارم و اهلشم نیستم ، فقط یه جمله از حضرت امام خمینی ره میگم که فرمودند: شرکت نکردن در انتخابات در بعضی مقاطع، در رأس گناهان کبیره است... مقطعی حساس تر از این زمان نیست .این جمله ی امام حکایت از اهمیت والای حضور و نوع انتخاب داره. قبل از هر چیز باید بدونیم که حضور ما در انتخابات ادامه دادن راهیست که شهدا با بهای خونشون باز کردند ، شهدایی که رفتند تا انقلاب بماند ... پایه های انقلاب رو هم ما با انتخاب صحیح و حضور در انتخابات محکم می کنیم

پس وعده ی ما جمعه ، پای صندوق های رأی

 

                یادمان باشد پیام آفتاب                دست نا اهلان نیفتد انقلاب



[ دوشنبه 90/12/15 ] [ 8:27 صبح ] [ محدثه سادات بهروز ]

نظر

کد موسیقی برای وبلاگ